توانایی طراحی معماری داخلی
فضا به سان سنگ و یا چوب ماهیت مادی ندارد،بلکه دارای بی شکلی ذاتی و شکل منتشر شده مه گونه است،فضای مطلق غیر قابل تعریف است.زمانی که عنصری در زمینه اش قرار می گیرد یک رابطه بصری ایجاد می شود،هنگامیکه عناصر دیگری نیز به ای زمینه افزوده می شوند بین فضا و عناصر زمینه،و به همان میزان مابین خود عناصر،روابط چند جانبه برقرار می شود.بنابراین فضا توسط درک ما از این روابط شکل میگیرد.
عناصر هندسی از قبیل نقطه،خط،صفحه،و حجم میتوانند برای تفکیک و تعریف فضا در کنار یکدیگر قرار گیرند.در معماری این عناصر اصلی تبدیل به ستونها و تیر های طولی،دیوارها،سقف ها و کف ها مسطح می شوند.
*یک ستون،نقطه ای را در فضا خلق کرده و آنرا در سه بعد قابل دیدن می کند.
*دو ستون لایه فضایی را خلق می کند که ما میتوانیم از میان آن گذر کنیم.
*ستونها به همراه تیرهایی که روی انها قرار گرفته اند لبه های یک سطح شفاف را مشخص می کنند
*هر دیوار مانند یک سطح تیرهفبخشی از فضای بی شکل را مشخص می کند و اینجا و آنجا را از یکدیگر تفکیک می مند.
*هر کف،زمینه فضایی را با مرزهای قلمرو اش تعریف میکند.
*هر سقف برای حجم فضایی که در زیر آن قرار دارد سر پناه به وجود می آورد.
در طراحی معماری به این اجزاء اصلی سازمان داده میشود تا به ساختمان شکل داده و بین فضاهای داخلی و خارجی تمایز ایجاد کرده و در نهایت محدوده فضای داخلی را تعریف کنند.
طراحی داخلی ضرورتا فراتر از تعریف معمارانه فضا پیش می رود،در فرایند طراحی،برای چیدمان مبلمان و غنی سازی فضا،طراحان داخلی باید از توانائی های بلقوه اصلاح و غنی سازی فضا و همچنین از شاخصه های معماری ،آگاهی کاملی داشته باشند.بنابراین طراحی فضای داخلی به آگاهی از سیستمهای سازه و نوع دیوارهای محصور بستگی دارد.با داشتن این آگاهی طراح داخلی می تواند انتخاب خوبی داشته و با تداوم و پیشنهاد ویژگیهای متقابل ضروری یک فضا بر روی آن کار کند.
فضای داخلی شکل گرفته:
* شکل و چیدمان مبلمان،فضای داخلی یک ناحیه یزرگ را می تواند،به اجزاءکوچکتری تقسیم کند و حسی از محصوریت بوجود آورد و الگو های فضائی را تعریف نماید.
*نور پردازی و خلق الگو های تاریک و روشن،می تواند توجه ما را به یک بخش از اتاق جلب کرده و سایر نقاط را کم اهمیت جلوه دهد و برین ترتیب فضایئی تفکیک شده را خلق نماید.
* حتی ماهیت عایق صوتی بودن سطوح دیوارها می تواند بر محدودیتهای آشکار یک فضا اثر بگذارد.
* در نهایت،فضا توسط چگونگی استفاده ما از آن ساخته می شود. ماهیت فعالیتهای ما و آئین ها ومناسک سنتی که انجام میدهیم بر چگونگی طراحی و چیدمان و سازماندهی فضای داخلی تاثیر می گذارد.
فضای داخلی در ابتدا توسط سیستم سازه یک ساختمان شکل می گیرند و سپس توسط سطوح دیوار و سقف تعریف شده و از طریق بازشوها به سایر فضاها متصل می شوند. هر ساختمانی یک الگوی قابل تشخیص از این عناصر و سیستم ها دارد. هر الگو، هندسه خاص خود را دارد که حجم، فضا را آنگونه که می خواهد قالب گرفته و می تراشد.
زمانی که صندلی درون اتاق قرار داده می شود،صرفا فضا را اشغال نمی کند،بلکه بین خود و محیطی که آنرا احاطه کرده رابطه فضائی بر قرار می کند. ما باید بیش از، شکل صرف، یک صندلی را درک کنیم.پس از انکه صندلی بخشی از فضای داخلی را پر کرد،ما باید شکل فضای اطراف آن را نیز تشخیص دهیم.هر چقدر که عناصر بیشتری به الگوی ما اضافه شوند، روابط فضائی نیز چند برابر می شود.عناصر شروع به تشکیل دسته ها و یا گروهائی را می دهند که هر کدام نه تنها فضائی را اشغال می کنند بلکه شکل فضائی را تعریف و تفکیک می نمایند.
شکل فضائی
ابعاد فضای داخلی مانند شکل فضائی،مستقیما بر ماهیت سیستم سازه ساختمان،مصالح و اندازه و فضای مابین اجزاء ساختمان اثر می گذارد.در عوض ابعاد فضا، تناسب و مقیاس اتاق را مشخص کرده و بر چگونگی استفاده از آن اثر می گذارد.
* عرض و یا پهنا یکی از ابعاد افقی فضا است،که به خاطر مصالح و روشهای مورد استفاده برای ساخت دهانه ای که استفاده می شود،محدود شده است. امروزه با تامین منابع اقتصادی تقریبا هر نوع سازه معمارانه ای قابل اجرا است.
در حالی که عرض یک فضای داخلی به وسیله ضروریات سازه محدود می شود،ساخت آن باید بر اساس احتیاجات کاربران بوده و میزان محدودیت ایشان را نیز نیازها و فعالیت هایشان تعیین می کند.
* بعد دیگر انتخاب فضاها که توسط سیستم و شرایط محیطی محدود می شود طول است.طول و عرض فضا به همراه یکدیگر تناسبات فضای اتاق را مشخص می کنند.
فضای مربع شکل: یک اتاق مربع که طول و عرض آن یکسان است از نظر کیفی،رسمی پایدار است. تساوی چهار ضلع،تمایل به نقطه مرکزی ساختمان دارند.این مرکزیت میتواند با پوشش فضا توسط سازه گنبدی یا هرمی مورد تاکید بیشتری قرار گیرد.
برای مرکز زدایی و کم اهمیت کردن قسمت مرکزی اتاق،شکل سقف می تواند بصورت نا متقارن ساخته شود و یا سطوح دیوار ها می توانند به صورت جدا گانه عمل کنند.
فضای چهار گوش: اتاقهای مربع کاملا واضح بوده و بسیار نادر هستند.اغلب اتاقها دارای طولی بیش از عرض می باشند.یک فضای مستطیل شکل بطور عادی در قسمت عرضی خود پوشانده می شود و بسیار انعطاف پذیر است.ویژگی و کار آیی آن نه تنها توسط تناسب بین طول و عرضفبلکه توسط شکل سقف ،الگوی درگاهها و پنجره ها و روابط آن اتاق با فضاهای مجاور تعیین می شود.
* فضایی که طول آن بیش از عرضش باشد،حرکت در راستای طولش را ترغیب می کند.این ویژگی های فضای خطی،آنها را برای کاربرد فضا های نمایشگاهی و یا رابط با فضا های دیگر مناسب می سازد.
* فضاهای مربع و مستطیل می توانند با کاهش و یا افزایش و یا ترکیب با فضا های دیگر تغییر یافته و اصلاح شوند.این اصلاح می تواند برای خلق فضای نشیمن و یا انعکاس موقعیتهای مجاور و یا شکل سایت مورد استفاده قرار گیرد.
فضاهای منحنی: ماهیت مصالح ساختمانی و روشهای برپایی آنها برای خلق و ایجاد فضاهای چهارگوش بیشترین تناسب را دارا می باشند.فضاهای منحنی استثناء بوده و معمولا در شرایط خاص به کار گرفته می شوند.ساده ترین فضاهای منحنی، نوع دایره وار آن می باشد.
* فضای بیضوی پویاتر بوده و محورهای نا معادل دارد.سایر فضاهای منحنی می توانند به صورت شکل تغیر یافته دایره و یا بیضی که با یکدیگر ادغام شده اند دیده شوند.یک فضای دارای خطوط منحنی درون زمینه راست گوش، به وضوح دیده می شود. هندسه متضاد آن برای بیان اهمیت و یگانگی کاربرد آن می تواند به کار گرفته شود.
* دیوارها منحنی پویا و از نظر بصری فعال بوده و چشمان ما را در پیچ و خمشان به حرکت وا می دارند.نکته دیگر در مواجها با فضای منحنی چیدمان صحیح مبلمان و سایر عناصر طراحی داخلی ،درون حجم آن است.
بعد عمودی فضا: سومین بعد فضای داخلی ارتفاع است که بوسیله سطوح سقف بر پا می شود. این بعد عمودی درست به اندازه ابعاد افقی در کیفیت شکل دهی فضائی اتاق موثر است.
سقف:
سقفهای بلند،اغلب با احساس شکوه و عظمت پیوند دارند و سقفهای کوتاه اغلب منجر به حس صمیمیت و راحتی و غار گونگی می شوند.ادراک ما از مقیاس یک فضا، نه تنها بوسیله ارتفاع سقف،بلکه توسط رابطه آن با طول و عرض نیز تحت تاثیر قرار می گیرد. سقفی که توسط بام بالای خود تعریف می شود،نوعا مسطح است.سقفهای شیروانی یکطرفه،دو طرفه، طاقی و هرمی مرکزیت فضا را بیشتر نمایان می سازند.
درگاهها:
درگاهها دسترسی فیزیکی را از فضایی به فضای دیگر امکانپذیر می سازند.زمانی که بسته هستند اتاق را از فضاهای مجاور جدا کرده و زمانی که باز هستند ارتباطات بصری،فضایی و صوتی را بین فضا ها خلق می کنند.ضخامت دیوارهای جدا کننده دو فضا در درگاهها مشخص می شود.عمق این درگاه درجه جدایی مابین دوفضایی است که ما از آن عبور می کنیم.مقیاس و ماهیت درگاهها می تواند کلید بصری رو به سوی ماهیت فضائی که به آن وارد می شویم باشد.تعداد و مکان درگاهها در طول فضاهای پیرامونی اتاق بر الگوی حرکتی ما درون فضا و چگونگی چیدمان مبلمان و سازماندهی فعالیتهای ما تاثیر می گذارد.
پنجره ها:
پنجره ها،به نور و هوا اجازه ورود به ساختمان را داده و چشم اندازی از محیط بیرون ویا از فضایی به فضای دیگر ایجاد می کنند.اندازه و مکان قرار گیری آنها به سطح دیواری که اشغال می کنند و همچنین به درجه جدائی مابین فضای داخلی و محیط بیرون وابسته است.پنجره هایی که درون دیوار مسطح قرار گرفته اند توجه ما را به درخشندگی و چشم انداز خود جلب می کنند،اما همچنان جزءی از جدار محصور کننده دیوار باقی می مانند. پنجره های بزرگ و دیوار های شیشه ای از نظر بصری تلاش می کنند تا درون را به بیرون پیوند دهند.در عملکردی یکسان ،پنجره های داخلی می توانند از نظر بصری یک اتاق را فراتر از مرزهای فیزیکی اش توسعه داده و اجازه می دهند که با بخش بی کم و کاست از فضای داخلی مجاور پیوند داده شود.اغلب پنجره هایی که امروزه استفاده می شوند بصورت واحدهای پیش ساخته با چهارچوبهای فلزی و یا چوبی هستند. چهارچوبهای چوبی عموما چوبهای هستند که در کوره خشک شده و فاقد گره هستند. آنها معمولا در کارخانه عمل آرده شده و با مواد ضد آب آغشته می شوند. چهار چوبهای فلزی مستحکم تر و بنابراین نسبت به چهار چوبهای چوبی مقطع نازکتری دارند.نمونه های رایج و کاربردی،آلومینیوم و فولاد بوده و همچنین انواع فولاد ضد زنگ و پنجره های برنزی در دسترس هستند. قابهای فولادی پنجره در مقابل فساد تدریجی باید گالوانیزه،رنگ کاری و بتونه کاری شوند.
پلکانها :
پلکانها نیز از اشکال مهم انتقال فضائی مابین اتاقها هستند.پلکان داخلی،سطوح مختلف یک ساختمان را به یکدیگر متصل می کنند.شیوه انجام این کار شکل حرکت ها را در فضا تعیین می کند.پلکانهای عریض و کم ارتفاع به عنوان عنصر دعوت کننده به سوی فضاهای خصوصی عمل می کنند. دو عامل از مهمترین ضوابط در طراحی پلکانها ایمنی و کاهش شیب افزاینده و یا کاهنده می باشد. اگر شیب پلکان تند باشد بالا و پائین رفتن را سخت و نا مطمئن کرده و حتی بر سلامت روانی ما نیز اثر می گذارند.ابعاد پلکان باید با عبور و مرور کاربران،مبلمان،تجهیزات و لوازم زندگی هماهنگی و انطباق داشته باشد. عرض و زاویه شیب پلکان متغیرهائی هستند که قابلیت دسترسی یک پلکان را تعیین می کنند.(عرض پلکان همچنین راهنمای بصری را برای ویژگی های عمومی و خصوصی پلکان فراهم می آورد)
رمپها:
رمپها(سطوح شیبدار)مسیر مسطحی را برای انتقال از یک سطح به سطح دیگر فراهم می آوند.ما برای خلق شیب کم و راحت ،احتیاج به طول زیاد خواهیم داشت.سطوح شیبدار برای تنظیم تغییر سطح در امتداد یک خط سیر قابل دسترسی و یا امکان دسترسی برای صندلی های چرخدار و ... کاربرد دارند.